:)

خرید بک لینک

بچه که بودم،عموم برام یه کتونی خرید که سفید بود ، با بندای مشکی؛عاشقش بودم،آخه مامانم هیچ وقت برام کفش سفید نمیخرید،میگفت زود کثیف میشه...ولی این وسط یه مشکلی بود،دو سایز برام بزرگ بود،مامانم گذاشتش تو انباری گفت یکم که بزرگ تر شدی بپوشش.خلاصه دو سال گذشت؛مامانم گفت فکر کنم دیگه اندازت شده،انقد ذوق داشتم واسه پوشیدنش که داشتم بال درمیاوردم.آخه تو کلِ این دوسال،هر کفشی میخریدم با خودم میگفتم عمرا به اون کتونی سفیده نمیرسه.رفت و از انباری آوردش بیرون،با ذوق درِ جعبه رو باز کردم،ولی خشکم زداصن اونی نبود که فکرمیکردم،یعنی تو کلِ این دو سال انقد واسه خودم بزرگش کرده بودم که قیافه ی واقعیشو یادم رفته بود.با خودم گفتم این بود اون کفشی که به خاطرش رو همه ی کفشا عیب میذاشتم؟!این بود اون کفشی که به عشقه این که بپوشمش این همه منتظر موندم؟تو دوره ی دبیرستان یکی از دوستام بود،یه دوست پسر داشت به اسمه محمدکه برا دوستم میمرد،دوستم باهاش بود ولی همیشه میگفت: هیچکی مثل بردیا نمیشه.بردیا دوست پسر قبلیش بودهمیشه بهش میگفتم محمد دوستت داره دیگه نباید به بردیا فکر کنی ولی حرف تو گوشش نمیرفت.میگفت محمد هرچقدر هم که خوب باشه مثل بردیا نمیشه...تا اینکه یه روز بردیا بهش زنگ زد،داشت از خوشحالی بال درمیاورد،باهم رفتن بیرون...وقتی برگشت گفتم چیشد؟گفت بردیا اونی نیست که من فکر میکردم.من فقط تو ذهنم بزرگش کرده بودم گفت تازه فهمیدم چقدر محمدو دوست دارم و چقدر ارزشش از بردیا بیشتره...یکم فکر کردم،دیدم همیشه همینه یه سری چیزا رو ، یه سری آدمارو انقدر تو ذهنمون بزرگشون میکنیم که واقعیتشونو فراموش میکنیم ولی وقتی باهاشون دوباره رو به رو شیم،تازه میفهمیم اصلا ارزش نداشتن که

دنیای کوچیک من...

ما را در سایت دنیای کوچیک من دنبال می‌کنید

برچسب: ),) meaning,)l,) emoticon,) meaning in text message,)ll,) emoji,)p,) emoticon meaning,)0, نویسنده: بازدید: 23 تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 19:51

صفحه بندی